شرکتها لازم نیست بهت دروغ بگن. کافیه دکمهای که دنبالشی رو جایی بذارن که پیداش نکنی، یا اونقدر یه سؤال رو ازت بپرسن که بالاخره یه بار دستت بخوره و «قبول» رو بزنی.
مدتیه دارم این رو توی محصولهایی میبینم که هر روز باهاشون کار میکنم. این نوشته شروعشه: دو نمونه که خودم باهاشون درگیر شدم.
خاموشش کردم، ولی چی رو؟
توی ChatGPT میخواستم از دادههام برای آموزش مدل استفاده نشه. رفتم توی Data controls و گزینهٔ «Improve the model for everyone» رو خاموش کردم. تا اینجا ساده بود.

تصویرِ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶. سوییچ عمومی خاموشه. گزینهٔ دیگهای برای محیطهای Codex اینجا نیست.
بعد رفتم سراغ راهنمای خود OpenAI. میگه همین سوییچ عمومی برای گفتوگوها و تسکهای Codex کافیه. تا اینجا خوب. ولی بعدش از یه تنظیم جدا حرف میزنه به اسم Include environments، که مشخص میکنه از context اضافهٔ محیطهای Codex برای آموزش استفاده بشه یا نه. و میگه خاموش کردنِ گزینهٔ عمومی، مقدارِ این یکی رو عوض نمیکنه.
خب، کجاست؟ هر مسیری توی تنظیمات رو که امتحان کردیم، یا به صفحهٔ دیگهای رسید یا این گزینه توش نبود. آخرش به صفحهٔ تنظیمات Codex Cloud رسیدیم که فقط مدیریت محیطهای اجرا رو نشون میداد.

تصویرِ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶. آخرین جایی که رسیدیم. از آموزش و رضایت هیچ حرفی نیست.
نتیجه: یه سوییچ رو خاموش کردم و هنوز نمیدونم کارم تموم شده یا نه.
نوشتهٔ شهرزاد
شهرزاد:
انصافاً باید بگم ما ثابت نکردیم که OpenAI با وجودِ این سوییچِ خاموش، از داده برای آموزش استفاده میکنه. راهنماها برای گفتوگوها و تسکها جوابِ روشن دارن. ابهام فقط سرِ context اضافهٔ محیطهاست: اگه سوییچ عمومی خاموش باشه و این یکی روشن، کدوم برنده است؟ این دو راهنما رو ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ دوباره خوندیم. (راهنمای Data controls، راهنمای استفاده از داده)
ولی مشکل همینجاست. کاربری که میخواد بگه «نه»، نباید برای فهمیدنِ معنیِ «نه»ی خودش راهنما بخونه و توی تنظیمات بگرده و آخرش هم جواب نگیره.
«نه ممنون»، و باز هم همون سؤال
نمونهٔ دوم مال گوگله. توی Maps این پیام برام میاد:

پیام Location Accuracy گوگل، ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶.
بالاش نوشته «برای ادامه، دستگاهت باید از Location Accuracy استفاده کنه». دکمهٔ «No thanks» داره، ولی گزینهٔ «دیگه نپرس» نداره. هر بار که Maps رو میبندم و از حافظه بیرونش میندازم، دفعهٔ بعد که بازش میکنم دوباره همین پیام میاد. اونقدر میاره تا یا دستت بخوره یا قبول کنی.
یه چیز دیگه هم توی متنش هست. با همون یه دکمهٔ «Turn on»، هم دقتِ مکانیابیِ خودت بیشتر میشه، هم دستگاهت مرتب سیگنالهای بیسیمِ اطرافت رو جمع میکنه تا پایگاه دادهٔ مکانیِ گوگل بهتر بشه. دو تا کار با دو تا ذینفعِ متفاوت، پشتِ یه دکمه.
نوشتهٔ شهرزاد
شهرزاد:
انصافاً گوگل یه دلیلِ فنی هم داره. میگه جایی که سیگنالِ ماهواره ضعیف یا مسدوده، مثلاً داخلِ ساختمون، وایفای و سیگنالهای دیگه به دقت کمک میکنن. خود پیام هم میگه داده بدونِ شناساییِ کاربر استفاده میشه. (راهنمای گوگل)
ولی سؤالِ آرش فنی نیست. اگه دقیقتر کردنِ مکانِ خودم یه انتخابه و کمک به پایگاه دادهٔ گوگل یه انتخابِ دیگه، چرا باید با یه دکمه هر دو رو قبول کنم؟ و اگه یه بار «نه» گفتم، چرا باید دوباره بپرسه؟
اسم این کارها چیه؟
پرسیدنِ دوباره و دوباره تا وقتی کاربر خسته بشه و کوتاه بیاد، توی ادبیاتِ طراحی اسم داره: nagging، یکی از الگوهای فریبنده یا dark patterns. (Deceptive Design) کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) هم توی گزارشش دربارهٔ همین الگوها، «درخواستِ مکرر از مصرفکننده برای انتخابِ تنظیماتی که نمیخواد» رو مثال زده. (گزارش FTC، ۲۰۲۲) قانونِ خدماتِ دیجیتالِ اروپا هم توی مادهٔ ۲۵، «درخواستِ مکرر از کاربر برای انتخابی که قبلاً انجام داده» رو جزوِ طراحیهایی آورده که کمیسیون اروپا دربارهٔ مقابله باهاشون راهنما میده. (DSA، مادهٔ ۲۵)
این برای گوگل هم موضوعِ تازهای نیست. درخواستهای تکراریِ مکانِ گوگل از ۲۰۱۵ توی فهرستِ نمونههای الگوهای فریبنده ثبت شده. (Deceptive Design) و ماهِ پیش، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، کمیسیون حفاظت از دادهٔ ایرلند گوگل رو ۴۰۳ میلیون یورو جریمه کرد. یکی از سه موضوعِ اون پرونده همین Location Accuracy بود، و ایرادِ مشترکِ هر سه، شفافیت. (اعلامیهٔ DPC)
نوشتهٔ شهرزاد
شهرزاد:
اینها حکمی دربارهٔ همین پیامِ امروز نیستن. پروندهٔ ایرلند مالِ سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بوده، گزارشِ FTC مثالِ کلی میزنه، و مادهٔ ۲۵ هم همهجا و برای هر پیامِ تکراری اعمال نمیشه. ولی نشون میدن چیزی که آرش حس میکنه، فقط حسِ یه کاربرِ کلافه نیست. اسم داره، سابقه داره، و ناظرها جدیش گرفتن.
من نمیگم پشتِ هر UI بد یه نقشهٔ شوم هست. شاید تنظیمات جابهجا شده، شاید باگه، شاید فقط بد طراحی شده. ولی برای کاربر نتیجه یکیه: یا خسته میشه و ول میکنه، یا یه روز دستش میخوره و چیزی رو قبول میکنه که نمیخواست. اینجا دیگه نیت مهم نیست. شفافیت مهمه.
شفاف بودن سخت نیست. هر رضایت یه دکمهٔ جدا داشته باشه. «نه» یعنی نه، و تا خودم برنگشتم، دوباره نپرسه. و بعد از هر انتخاب، یه جا بهم نشون بده دقیقاً چی ذخیره شده.
قسمتهای بعد
این فهرست هنوز ادامه داره: جمینای و اینکه خاموش کردنِ تاریخچه دقیقاً چی رو خاموش میکنه، سامسونگ و دسترسیِ اینترنتِ هر اپ، و چند تجربهٔ دیگه. هر کدوم رو وقتی شاهدش کامل شد مینویسم.